شبکه های اجتماعی

پنج دزد خوشبختی

  • 12 مرداد 1398
  • 985
  • 0

به نام خداوندی که در همین نزدیکی هاست

 

خیلی خوشحال هستم که به این مبحث علاقه ‌مند هستید و از شما متشکرم که وقت گذاشتید و سایت رویاهاتوبساز رو انتخاب و دنبال می کنید. در این مقاله به بررسی پنج دزد خوشبختی از زبان جان ایزو خواهیم پرداخت .

 

خوشحالی واقعی و حقیقی ، به شرایط محیط زندگی و رویدادهای زندگی ، وابسته نیست.

 

تاسف خوردن برای گذشته و نگرانی برای آینده، میتواند شما را از زندگی در زمان حال باز دارد.

 

پنج دزد خوشحالی شامل :کنترل ، غرور ، طمع ، مصرف و آسودگی میباشد.

 

برای از بین بردن این پنج دزد ، این سه مرحله را دنبال کنید :آگاهی ، توقف و جایگزینی.

 

تحقیقات نشان می دهند که بخشیدن به دیگران، شادی بیشتری نسبت به دریافت کردن از دیگران حاصل می کند.

 

کسانی که مرتبا تمرین شکرگزاری انجام می دهند، خوشحال تر و اجتماعی تر هستند و بهتر می توانند استرس ها را کنترل و اداره کنند.

 

گاهی اوقات خوشحالی دور از دسترس است اما شما همیشه میتوانید خودتان رضایت و خرسندی را انتخاب کنید.

 

سیستم مغز انسان برای جریان های دائمی و در واقع" روتین ها "طراحی شده است اما با این حال می توان توسط ایجاد تغییراتی، آن را طور دیگری تحریک کرد.

 

مردم اغلب پایبند الگوهای فکری قدیمی و رفتارهایی هستند که دیگر کاربردی ندارد.

 

چیزهایی که شما توسط این مقاله یاد خواهید گرفت :

 

  1. چگونه این سارقین شادی را کنترل کنیم.
  2. چرا خوشحالی یک وضعیت و حالت طبیعی است؟
  3. چگونه یک زندگی رضایت بخش را زندگی کنیم.

 

مروری بر زندگی جان ایزو 

 

جان ایزو، استاد مدیریت، بیان میدارد که لذت و خوشحالی، جنبه طبیعی وجود انسان می باشد . یعنی خوشحال بودن و لذت بردن، به طور طبیعی جزئی از وجود انسان است . او در طول مدت 8 ماه فرصت مطالعاتی که به قدم زدن در کامینوی سنتیه گو در اسپانیا و زندگی در پرو گذشت ، 5 مشخصه را شناسایی کرد و آن ها را سارقان خوشحالی نامید  ; چرا که این پنج دزد، افراد را از خوشحال بودن باز می دارند . چالشی که وی از آن سخن می گوید، حذف کردن موانع ذهنیست . در این کتاب ، ایزو به طور ماهرانه ای ، حالت غیر قابل نفوذی را ایجاد می کند تا شما یقین پیدا کنید که خوشحالی در درون هر شخص می باشد; شما لازم نیست آن را به دست بیاورید، فقط کافیست غبار را از روی آن بروبید و آن را اثربخش کنید .

 

خوشحالی در دستان ماست 

 

دغدغه فرهنگ های مدرن ، پیدا کردن کلید هایی برای بدست آوردن و حفظ کردن خوشحالی است . این فرهنگ ها به این امر وسواس نشان می دهند . این باور که مردم باید برای بدست آوردن خوشحالی کار کنند ، مشکلات را بیش از پیش بدتر می کند . بسیاری از مردم بر این باورند که اتفاقات و رویدادهای زندگی آنها ، تعیین کننده خوشحالی آنهاست . این در حالیست که بسیاری از افراد با وجود سختی ها و مشکلاتشان خوشحال به نظر می رسند و بالعکس ، افرادی هم با وجود داشتن نعمات بسیار، ناراحت به نظر می رسند .

برای به دست آوردن خوشحالی حقیقی و پایدار ،"قناعت" از ایجاد حس خوشحالی جلوگیری می کند . خوشحالی می تواند علیرغم بالا و پایین های زندگی ، پایدار بماند . شرایط اجتماعی برای مردم این باور را ایجاد کرده است که خوشحال بودن ، سخت و دشوار است در حالیکه خوشحالی و شادی به سهولت قابل دستیابی است!

وقت گذراندن و بودن در طبیعت ، شما را آرام می کند و شما را تسکین می دهد زیرا زمانی که شما در طبیعت هستید ، برای پیوستن به حس شادی ، نیاز به انجام هیچ کار خاصی ندارید .

آسودگی و آسایش برای تمام اشخاص ، در دسترس و قابل استفاده است . تمرین های شرقی مانند یوگا و مدیتیشن ، به شما کمک می کنند تا با آرامش و آسودگی معنوی و روحانی که همیشه به طور ذاتی در درون شما وجود داشته ، ارتباط برقرار کنید . اینکه با الگوهای فکری و فیلتر های درونی پیچیده به جهان نگاه کنید ، این پنج دزد خوشحالی را قادر میسازد تا لذت شما را بدزدند .

این سارقین کاری میکنند تا شما قادر به دیدن این واقعیت ، که "خوشحالی حقیقتا وجود دارد" نباشید . همچنین تاثیر عمیقی را در جهت مخالف ، بر جامعه می گذارند . محققان پیشنهاد میکنند که افرادی که به واسطه قدرتشان در زمین سلطه و نفوذ دارند (علیرغم میل به رقابت ، که نتیجه ای جز جنگ و ستیز ندارد ) با یکدیگر همکاری کنند . خلق و خوی جنگجویی بشریت ، تا مدتی بعد از اتمام سیر تکاملی انسان پدیدار نشده بود. اما از قرون ابتدایی تا دوره توسعه کشاورزی و نظریه نظام سرمایه داری ، انسان ها با یکدیگر همکاری مسالمت آمیز داشتند . اینها همان نیروهایی بودند که خوشحالی درونی انسان را خفه کردند و از تحقق مثبت پتانسیل مولد و خلاق "خانه بشریت" ، جلوگیری کردند!

سه دین بودایی ، مسیحیت و سیکی ، برای توضیح درباره الگوهای فکری منفی ای که توازن باطنی انسان را برهم میزنند، از واژگان و اصطلاحات مشابهی استفاده کرده اند.

 

دزد اول: کنترل 

 

بوداها ها در قرن ها پیش در تحقیقات خود برای یافتن دلایل رنجش انسانی ، متوجه شدند که "پذیرش" راز آرامش ذهنیست . افراد تمایل دارند تا چیزهای غیر قابل کنترلی را که شادی و آرامش باطنی انها را برهم میزند ، کنترل کنند . رنجش ، نتیجه اتفاقات و رخدادهای زندگی نیست بلکه حاصل بی میلی بشر برای در آغوش کشیدن (پذیرفتن) چنین رخدادهای اجتناب ناپذیر می باشد . شما میتوانید اعمال خود و چگونگی پاسخ دهی به این رخدادها را کنترل کنید اما در برابر خود این رویداد ها نا توان هستید .

اهداف و خواسته ها ، به خودی خود موانعی برای خوشحالی و شادی نیستند . مشکل زمانی نمایان می شود که شما نتیجه را، پیش از اینکه به وقوع بپیوندد ، پیش بینی کنید که همین باعث می شود شما ناراحتی و یأس را تجربه کنید!

گاهی اوقات ، هرچه بیشتر برای رسیدن به نتیجه دلخواهتان تلاش می کنید ، کمتر نتیجه می گیرید .

بشر در تلاش است که گذشته و آینده را کنترل کند ( بدون هیچ سودی!) تاسف خوردن برای گذشته و نگرانی درباره آینده ، شما را از زندگی در زمان حال باز می دارد .

" در لحظه بودن" یعنی پذیرش چیزها ، همانگونه که هستند (هرچند که تلاش برای کنترل ، باعث می شود فکر کنید که میتوانید نتایج را مدیریت کنید) البته این به این معنی نیست که پا روی پایتان بیندازید و تلاشی برای تاثیرگذاری روی مسیر زندگیتان نکنید . بلکه به این معنی است که علیرغم تلاش ، نتیجه ممکن است آن چیزی نباشد که شما منتظرش بودید یا برایش برنامه ریزی کردید . 

 

"کنترل" در یک رابطه ، یک فاکتور خطرناک است . به عنوان مثال : وقتی شما از کسی که او را عصبانی کرده اید ،عذرخواهی کنید ، توقع پاسخی را از او دارید که احساس شما را بهتر کند; اما هیچ کنترلی روی عکسل العمل آن شخص ندارید . تنها چیزی که میتوانید رویش کنترل داشته باشید ، میزان خلوص عذرخواهیتان است. در واقع شما تلاش خود را کرده اید و انتظار عکس العملی را دارید که ممکن است خلاف انتظارتان باشد .

تسلیم شدن متضاد کنترل است. اگر برنامه گلف بازی کردن دارید اما هوا به نظر نا مساعد می آید ، خود را برای یک بارندگی آماده کنید و سعی کنید در آن لحظه از یک هوای بارانی لذت ببرید . اما اگر میبینید خوشحالی شما وابسته به گلف بازی کردن در همان روز است ، این یعنی شما دارید خودتان را برای یأس و نا امیدی آماده می کنید!

شما همانند مسئول بیرون انداختن این سارق – همانند یک دزد واقعی – از خانه خود هستید . این شما هستید که تصمیم می گیرید چه کسی به خانه شما وارد شود و چه کسی نشود . شما نمیتوانید جلوی ورود افکار منحرف کننده به ذهنتان را بگیرید ، اما میتوانید آنها را به مسیر دیگری هدایت کنید . فقط و فقط خود شما هستید که تصمیم می گیرید به این افکار نا سالم اجازه جای گیری در ذهنتان را بدهید یا نه. مدیتیشن به شما کمک میکند تا این افکار منفی و منحرف کننده را بزدایید . اما هدف اصلی این است که ابتدا آن ها را تشخیص دهید و سپس از بین ببرید .

 

دزد دوم: غرور 

 

این سارق ، در ضمیر و نفس شما باد می اندازد! و کاری می کند که احساس کنید مهم ترین شخص جهانید! غرور ، میخواهد که شما شخصیت خود را فراموش کنید و فقط روی خواسته ها، نیازها و تمایلاتتان تمرکز کنید . غرور می گوید: اجازه نده بخشی از چیزی باشی که از تو بهتر است! و کاری می کند که فراموش کنید که همه افراد به یک منبع انرژی واحد متصل اند . خوشحالی در حرفه ی افراد نیست . بلکه در تصدیق این امر است که زندگی و مرگ و همه چیزهایی که بین این دو هستند ، دائمی و مداوم اند . با غرور، توسط داد و دهش کردن ، نبرد کنید . رفتار مهربانانه ، منبع خوشحالی بزرگتری نسبت به رفتار های خود محورانه می باشد . مانند سایر دزد ها ، غرور هم یک پوشش گول زننده دارد . او تلاش می کند شما را متقاعد کند که خوشحالی شخص شما ، تنها چیزیست که اهمیت دارد . ممکن است به خودتان بیایید و ببینید که این سارق در تلاش است تا شما را نسبت به تمام افراد و چیزهای اطرافتان منزوی کند .

وجودش را تایید کنید اما احمق نباشید! حقیقت را بدانید: "شما در حال یک سفر به منظور یافتن اتصالتان به این جهان هستید ."غرور، تاثیر زیان باری بر روی جامعه دارد . انسان ها اغلب بر این باورند که جهان منحصرا برای سود و منفعت آنهاست ! بشر نقش منحصر به فردی را در طبیعت ایفا می کند ، اما همچنان خواسته اش همان غذا ، آب و هوایی است که سایر مخلوقات هم احتیاج دارند! هر موجود زنده ای یک تاریخچه و یک هدف دارد . اگر میخواهید غرور را از خود دور کنید ، برای دیگران سودمند باشید.(به دیگران یاری برسانید و در حد توانتان ، نیازهای آن ها را برآورده کنید.) و اتصالتان را به جهان پیرامون خود، جشن بگیرید.

 

دزد سوم: طمع ورزیدن 

 

 خواستن چیزهایی که قبلا در زندگی نداشته اید، ذاتا بد و مخرب نیست اما طمع کردن به این معنی است که شما نسبت به دیگران، حسادت می ورزید و غیض و تنفر را در وجود خود پرورش می دهید فقط به این دلیل که به اندازه آنها ثروتمند، جذاب و در کل به لحاظ اجتماعی برجسته نیستید! "حسادت" ، نارضایتی و آشفتگی درونی را در شما پرورش می دهد و همین امر باعث می شود تا ارزشتان را از طریق مقایسه کردن خود با دیگران تعیین کنید. به جای اینکه از شانس ها و فرصت های خوب آنها خشنود شوید، مأیوس می شوید، حسادت می کنید و به آنها طعنه می زنید!ریچارد ویلکینسون و کیت پیکت، نویسندگان کتاب " The spirit level " ، در کتاب خود نوشته اند: هرچه مساوات و برابری در یک جامعه بیشتر باشد، آن جامعه قوی تر است. آنها دریافتند که در جوامع با مساوات بیشتر ،مردم خوشحال تر و قابل اعتماد ترند (صرف نظر از اینکه خود آن کشور فقیر است یا ثروتمند.) البته مساوات کامل در یک جامعه غیر ممکن است.

 

حسادت نسبت به یک مسئله، امری اجتناب ناپذیر است اما کار کردن روی احساس درونیتان باعث می شود تا به جای اینکه دائما خود را با دیگران مقایسه کنید، برای آنها خوشحال باشید. افرادی که تمرین سپاسگزاری می کنند (که این کاریست مخالف طمع ورزیدن )، خوشحال تر، سالم تر، مهربان تر، اجتماعی تر و دلسوز تر هستند و کمتر عصبانی می شوند. حتی ممکن است سیستم بدنی قوی تری داشته باشند. اما برای خلاص شدن از شر این دزد، شکرگزاری زبانی ،کافی نیست. شما باید به درون خود نگاه کنید و به جای اینکه خود را در برابر دیگران بسنجید، مسیر خودتان را طراحی کنید.

 

انجمن شادی در دانمارک، به این امر دست یافت که وقتی افراد، در استفاده از فیسبوک، یک وقفه به مدت دو هفته ایجاد کردند، شادتر زندگی کردند. اینکه مدام درباره وقت تلف کردن های مردم در فیسبوک بخوانید و یا به دنبال این باشید که چه تعداد لایک جمع کرده اند، باعث می شود از طریق مقایسه کردن خود با آنها، رتبه و درجه زندگی در نظرتان پایین بیاید و حس کنید که زندگیتان پست است .

اما با این حال، مشارکت در فضاهای مجازی، تاثیرات مثبت هم دارد. برای درک این دوگانگی، رفتار مردم در فضاهای مجازی را زیر نظر بگیرید و آنها را آنالیز کنید. عمل و عکس العمل های متقابل در فضای مجازی(نظیر ارسال پیام) ،ارتباطات اجتماعی را افزایش و تنهایی و انزوا را کاهش می دهد اما با این حال، استفاده غلط از این فضاها، احساس نا خوشایندی را برای شما ایجاد می کند و در واقع انزوا و تنهایی شما را افزایش می دهد. اینکه مطلقا شاهد زندگی دیگران باشید، حس حسادت را در شما پرورش می دهد اما اینکه با آنها و در کنار آنها زندگی کنید و به مشارکت بپردازید، باعث ایجاد شادی و خوشحالی می شود.آگاهی از حضور یک سارق، برای اینکه او را از زندگی خود بیرون بیندازید، کار دشواریست. ممکن است همیشه قادر نباشید که از ورود یک دزد به ذهنتان جلوگیری کنید اما میتوانید از تاثیر گذاشتنش بر روی خودتان جلوگیری کنید. هرگاه حس کردید که در حال مقایسه خود با دیگران هستید " همان لحظه متوقفش کنید". با امرشکرگزاری ارتباط برقرار کنید. صراحتا بابت چیزی که هستید و چیزهایی که دارید ،تشکر کنید. وقتی کسی موفقیتی را کسب می کند، خوشحال شوید. اینها را تمرین کنید پیش از اینکه دزد روی شمااثر بگذارد. روی از بین بردن "حسادت" کار کنید.

 

دزد چهارم: مصرف 

 

 این دزد دائما به شما میگوید که تنها زمانی خوشحال خواهید بود که فلان چیز را داشته باشید. اما پیام اصلی و شیطانی ترش این است که شما فقط از طریق گرفتن و یا خریدن چیزی ( در واقع از طریق ابزار خارجی) به خوشحالی دست می یابید. اما حقیقت این است که شما برای دستیابی به خوشحالی، نیاز به هیچ چیز ندارید. خوشحالی یک انتخاب است. شما همیشه میتوانید خرسندی و رضایت را انتخاب کنید، حتی زمانی که شادی ، غیر قابل دسترسی باشد . خرسندی یعنی زندگی کردن در لحظه و پذیرش موقعیت و شرایط . خرسندی یعنی یافتن آرامش و ناراحت نبودن . مصرف کننده ها بر این باورند که میتوانند شادی را بخرند (خواه کوکائین باشد ،یک قرار ملاقات باشد و یا یک ماشین جدید.) دزد "مصرف" اصرار دارد به شما بفهماند که تنها زمانی خوشحال خواهید بود که دیگران شما را دوست بدارند. در حالی که شما دارای یک توانایی ذاتی برای دوست داشتن خودتان هستید . اینکه آدم محبوبی باشید و یا با دیگران با عشق رفتار کنید، نیازی به ابزار یاری کننده خارجی ندارد!هوای خوب، مسافرت شما را لذت بخش می کند اما ناراحت و درمانده شدن به خاطر اینکه "شاید" باران ببارد، انتخاب و تصمیم خودتان است.

بودن در یک رابطه می تواند بسیار لذت بخش باشد اما نباید صرفا به خاطر خوشحال بودن، در یک رابطه باشید!

احساسات معمول انسان، مانند غم و اندوه، این فرصت با ارزش را فراهم می کنند تا بتوان وجود این احساسات را تصدیق کرد و در عین حال، رضایت را جایگزین آن ها نمود. جامعه دائما روی این نظریه تاکید می کند که دارایی های شخصی و تجارب گوناگون زندگی، میزان شادی انسان را اندازه گیری می کند. بعضی ها به جای بدست آوردن یا خریدن چیزها، دوست دارند مسافرت کنند، هر چند که مسافرت هم مسائل محیطی خاص خودش را به همراه دارد. لذت بردن از چیزهای خوب، لزوما به معنی هدر دادن نیست. اما دزد مصرف، اصرار دارد که زندگی خوب از طریق اکتساب حاصل می شود. به جای این کار، این حقیقت والا(که شادی و رضایت، از درون می آید) را درک و جذب کنید. دفعه بعدی که با یک وسوسه خارجی مواجه شدید، از خودتان بپرسید: "آیا تسلیم شدن در برابر این وسوسه، واقعا مرا خوشحال می کند؟ و آیا واقعا لازم است؟"این به شما کمک می کند تا به سوالاتی از قبیل: " آیا جامعه میتواند سیستمی را طراحی کند که در آن ،"مصرف" ، تنها محرک شادی نباشد؟" ، پاسخ های قابل قبولی بدهید.

 

دزد پنجم: آسودگی (محیط امن زندگی)

 

 اگر میبینید هر روز در حال تکرار یک روتین هستید ، حتی اگر این روتین، مهیج و یا تامین کننده نیازهایتان نیست ،پس متوجه خواهید شد که این سارق، چگونه عمل می کند! آسودگی، میخواهد که شما از طریق انجام کار های روزمره و رضایت از موقعیت فعلیتان در زندگی ،در سهولت و راحتی باشید. اهمیتی هم ندارد که این امور شما را محدود می کنند! شما درباره خود آگاه و نا خود آگاهی که هیجانات و چالش های مغزتان را تغییر میدهند، میدانید. اما در عین حال، مانند هرکس دیگری، راحتی و آسایش را در همان زندگی روتین خود می یابید. این احساس باعث میشود تا هر روز، وجود خود را، بدون به چالش کشیدن فرضیه های محدود کننده، رهبری کنید.

 

متاسفانه الگوهای رفتاری ای که عمیقا در وجود شما جای گرفته اند، شما را روی یک خط نگه داشته و از یافتن لذت واقعی و خوشحالی، باز میدارند. این خط، نوعی حس انس و آشنایی و راحتی را برای شما بوجود می آورد اما این امر درواقع برای سلامت روح شما، زهر آلود و سمی است. به عنوان مثال، وقتی یک رفتار خاص، یک بار به شما کمک کرده تا حریف چالش های روحی و جسمی شوید، شما دیگر به آن رفتار پایبند و وفادار خواهید ماند. محیط امن زندگی تلاش میکند تا شما را متقاعد کند که تغییر، نا امن است و نتایج منفی به دنبال خواهد داشت. در حالی که اینطور نیست.

به عنوان مثال، تصمیم به کشمکش، ممکن است شما را بترساند، چرا که شما در خانواده ای بزرگ شدید که از کشمکش ها و مواجهه با آنها، دوری می کردند. شما ممکن است در یک بحث، ناگهان کوتاه بیایید ; زیرا به جای اینکه به دنبال نتیجه ای که به سودتان است، باشید، فقط به دنبال این هستید که آن بحث به خوبی و خوشی تمام شود.

دزد آسودگی می خواهد شما در افکار و اعمال مخرب گیر بیفتید. ممکن است در امتحان کردن چیزهای جدید تردید کنید، چرا که از باختن و شکست خوردن می ترسید. این راحت ترین و امن ترین راه است. زیرا فکر می کنید شکستن روتین ها ممکن است خواسته ها و نیازهای بیشتری را ایجاد کند. با این دزد، از طریق متفاوت انجام دادن کارها ،بجنگید. روتین های خانه را با روتین های محل کار تعویض کنید و یا درباره موضوعات نا آشنا مطلب بخوانید. به یاد داشته باشید که تغییر، چیز خوبیست .

 

آگاهی، توقف و جایگزینی 

 

 از این سه مرحله برای دور کردن دزد های شادی استفاده کنید:

 

  1. آگاهی: از وجود یک دزد، آگاهی پیدا کنید. با یک حرکت بگیریدش!

 

  1. توقف: به دزد اجازه ندهید که بر افکارتان مسلط شود. درب خروجی را نشانش دهید!

 

  1. جایگزینی: یک فکر مثبت را جایگزینش کنید. فقط و فقط روی زمان حال تمرکز کنید.

 

استفاده از این سه مرحله واقعا کارساز است. تمرین کنید که از تک تک لحظه هایی که حس می کنید خوشحالیتان به یک نتیجه خاص وابسته است، و یا از لحظه ای که در حال جدال با واقعیت موجود در آن لحظه هستید ،آگاه باشید.به جای اینکه مدام درباره ترافیک غر بزنید و سفرتان را خراب کنید، بفهمید که این موقعیت خارج از کنترل شماست و تمرین کنید آن را بپذیرید و شرایطی را که با ان مواجه هستید، بهتر کنید.

 (پنج دزد خوشحالی نوشته جان ایزو - ترجمه گروه پرورش افکار (امیر شریفی

 

  دوستان شما این مطالب را نیز مطالعه کرده اند

تمرین جادویی قانون جذب 

جذب همسر دلخواه 

نردبان موفقیت

 

پنج دزد خوشبختی

به اشتراک بگذارید

امتیاز شما به این مطلب

تعداد امتیازها: 1

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

مطالب مرتبط