شبکه های اجتماعی

10 سوالی که افراد موفق از خودشان می پرسند

  • 1 مرداد 1398
  • 941
  • 0

به نام خداوندی که در همین نزدیکی هاست

 

‫‪ 10 سؤال مهمی که هر انسان‌ موفقی از خود پرسیده‌است

 

‫ ‫خیلی خوشحال هستم که به این مبحث علاقه ‌مند هستید و از شما متشکرم که وقت گذاشتید و سایت رویاهاتوبساز رو انتخاب و دنبال می کنید.

در سال‌های اخیر سبک زندگی و رفتاری انسان‌های موفق به طور ویژه ای مورد توجه افراد مختلف قرار گرفته است‪ .به ‌طور ی ‌که بیشتر انسان‌ها دوست دارند بدانند که افراد موفق چه مراحلی را سپری کرده‌ اند و از چه الگوهای رفتاری پیروی ‌کرده ‌اند که توانسته ‌اند به موفقیت‌های بزرگ در زندگی خود دست پیدا کنند‪.

در خصوص عوامل موفقیت در زندگی ،می‌ توان موارد بی‌ شماری را مطرح کرد که به نسبت شرایط و محیط ، می‌ تواند برای افراد مختلف متفاوت باشد‪.

اما نکته ‌ای که از قرن‌ها پیش خیلی مورد توجه بوده و نسبت به انجام آن خیلی توصیه‌ شده است ، موضوع سؤال پرسیدن از خود است‪.  شاید با شنیدن این جمله تعجب کنید ، یعنی چه انسان از خودش سؤال بپرسد ، مگر می‌شود انسان از خودش سؤال بپرسد؟

در جواب این پاسخ باید بگویم که بله ، همه ما انسان‌ها در طول روز بارها به ‌طور ناخودآگاه از خودمان سؤال می ‌پرسیم و به خودمان جواب می ‌دهیم ‪ .در این لحظه فکر کنید آخرین سؤالی که از خود پرسیدید کی بوده است؟ چند تا مثال می‌زنم تا بهتر به یاد بیاورید :

صبحانه چی بخورم؟

امروز چی بپوشم؟

چطوری برم سرکارم؟

شام چی بخورم؟

انسان همیشه ، وقتی می‌خواهد تصمیمی بگیرد ، در ابتدا از خودش یک سؤال می‌ پرسد و اگر به جوابی نرسد و یا نسبت به آن شک داشته باشد ، تصمیم می ‌گیرد راه‌های دیگر را امتحان کند که یکی از آن راه‌ها مشورت کردن است‪.

این نوع رفتار هم خیلی دیده ‌اید مثلاً می ‌خواهید به یک مهمانی بروید و از خودتان سؤال می ‌پرسید که چی بپوشم ؟ و در انتها هم چون به انتخاب خود شک دارید ، نظر فرد دیگری را هم در خانواده جویا می ‌شوید تا بهترین تصمیم را بگیرید‪.

در خصوص سؤال پرسیدن از خود ، تحقیقات زیادی انجام‌ شده که نشان می ‌دهد یک قسمت از موفقیت افراد در زندگی بستگی به کیفیت سؤالاتی هست که از خودشان می‌ پرسند ، به ‌طوری ‌که هرچه کیفیت این سؤالات بهتر باشد جواب‌هایی که دریافت می‌شوند دقیق ‌تر و کارگشا تر هستند.

اما متأسفانه اغلب اوقات افراد از این موهبت به بدی استفاده می ‌کنند و از خود سؤالات منفی و بی ‌کیفیتی همانند چرا من بد بخت هستم؟ من چرا این ‌قدر آدم بی‌مصرفی هستم؟ می‌پرسند؛ که این نوع سوالات متقابلا نتایجی را به بار خواهند آورد که جالب نیستند . ‫بنابراین یکی از قوانین سؤال پرسیدن این هست که مثبت باشد و در اغلب اوقات هم بهتر است که با چرا شروع شود‪ .اگر با چرا شروع شود کمتر پیش می‌آید که سؤال نقش منفی و مخرب به خود بگیرد‪.

مثال‪:

سؤال نادرست‪: چرا من این ‌قدر بدبختم؟

سؤال درست‪:چرا میخواهم خوشبخت بشم؟

یادتان باشد سؤال پرسیدن یکی از عادت‌های روزانه انسان‌های موفق است.

خیلی از انسان‌های موفق به این امر آگاهی کامل دارند و این رفتار را به‌ صورت یک عادت روزانه در خودشان پرورش داده‌ اند‪ .در این خصوص سؤالات مهم و بسیار حائض اهمیتی وجود دارد که هر انسانی که می‌خواهد پا در مسیر موفقیت و کمال بگذارد باید بتواند به آن‌ها پاسخ بدهد .  ازاین ‌رو ما در این مقاله ده تا از مهم‌ترین این سؤال‌ها را قرار داده‌ایم تا شما بتوانید به ‌واسطه پاسخ دادن به آن ‌ها به یک خودآگاهی در زندگی دست پیدا کنید‪.

دقت داشته باشید که شاید برای جواب دادن به برخی از این سؤالات به زمان نیاز داشته باشید ، بنابراین برای پاسخ دادن عجله نکنید اگر می خواهید به جواب‌های درست برسید ،مهم است که تمرکزداشته باشید و خوب به این سؤالات فکر کنید . اغلب اوقات ، شرط رسیدن به جواب خوب ، گوش کردن به ندای درون است؛ بنابراین به ندای درون خود توجه کنید و آن را نادیده نگیرید . اگر عادت سؤال پرسیدن را در خود پرورش دهید و آن را آگاهانه هرروز انجام دهید ، به ‌زودی تغییرات اساسی در اندیشه‌های خود خواهید دید و به اهمیت سؤال پرسیدن از خود ، پی خواهید برد .   

گاهی ممکن است به ‌واسطه همین سؤال پرسیدن‌های متعدد ، به جواب‌هایی دست پیدا کنید که زندگی شما را به ‌طور چشمگیری دستخوش تغییر و تحول کنند . در این خصوص تلاش کنید هرروز حداقل یک سؤال باکیفیت از خودتان بپرسید . راستی یادتان باشد پرسیدن سؤالات منفی و غیرمفید هم نتایج برعکسی را برای شما رقم خواهند زد ‪.

شاید سؤالات ساده باشند اما جواب دادن به آن‌ها آسان نیست. لطفا اجازه ندهید ساده بودن سؤالات شما را گول بزند ‪.

سؤال اول

اگر می‌ دانستم که شکستی در کار نیست چه‌ کار می‌کردم؟

حتما بهتر می‌ دانید که اغلب افراد خواسته‌ هایی دارند که دوست دارند به آن‌ها دست پیدا کنند. برای تحقق هر خواسته‌ ای نیاز به اقدام است؛ اما اغلب اوقات افراد به خاطر یکسری ترس‌هایی که دارند اقدامی انجام نمی ‌دهند؛ که یکی از بزرگ ‌ترین این ترس‌ها ، ترس از شکست است‪.

ترس از شکست اغلب اوقات باعث می‌شود که افراد نتوانند قدمی از قدم بردارند و برای تحقق خواسته‌ های خود اقدامی انجام دهند. گاهی اوقات هم به خاطر ترس از شکست ، ترجیح می ‌دهند که کاری را شروع نکنند تا مبادا شکستی را هم تجربه نکنند . طبق تحقیقات گسترده ای که دانشمندان انجام داده‌اند ، این موضوع ثابت ‌شده است که اغلب ترس‌هایی که انسان در زندگی دارد واقعی نیستند و بیشتر به خاطر واکنش‌های ذهنی ، نوع عملکرد مغز و تجربیات گذشته این ترس‌ها بروز می ‌کنند‪.  با این ‌حال ترس از شکست باعث می‌ شود نتوانید به بهترین شکل ممکن عمل کنید . یکی از بهترین راه‌ها برای مقابله با این حالت روبرو شدن با آن و گذر از آن است که خودش هم کار راحتی نیست‪.

توصیه می‌ کنم اگر ترس‌ها یی دارید که ریشه ‌ای هستند و در روند عادی زندگی شما اختلال ایجاد می ‌کنند ، حتما با یک متخصص مشورت کنید و آن‌ها را به حال خودشان رها نکنید‪.

اما اگر این سؤال را از خود بپرسید‪:که اگر می ‌دانستم شکستی در کار نیست چه کار می‌ کردم؟ ، کمک می ‌کند تا بتوانید افق دید خود را فراتر از ترس ببرید و موضوع را از جنبه‌های دیگر هم بررسی کنید؛ یعنی اینکه انگار مغز خود را به چالش می ‌کشید و با پرسیدن این سؤال به او فرمان می‌ دهید که به دنبال یک ‌راه حل بگردد. در صورت تکرار ، این کار باعث می‌ شود که به‌ طور ناخودآگاه تمرکز از روی ترس‌ها برداشته ‌شود و بر روی راه ‌حل گذاشته شود‪.  اگر ترسی که در حال تجربه آن هستید را مهار نکنید باعث می ‌شود که انرژیتان در طول روز کم شود و نتوانید به سمت اهدافی که در ذهن دارید حرکت کنید‪.

گاهی اوقات از افراد می ‌پرسم فرض کنید در یک شرایط مرگ وزندگی قرار دارید و برای زنده ماندن مجبور هستید کاری که سال‌ها از انجام آن ترس داشتید را همان لحظه انجام دهید‪. آیا آن موقع بازهم به ترس ‌های خود و یا شکست فکر می‌کنید؟اغلب اوقات جواب می ‌دهند که نه در آن لحظه فقط ، زنده ماندن برایمان مهم است . پس می ‌بیند اگر خواسته‌ های شما یک چرایی قوی داشته باشند ، دیگر حتی ترس از شکست هم نمی‌ تواند مانع از انجام آن کار شود .     

سؤال دوم

قرار است چه کسی شوم؟

اینکه در حال حاضر چه کسی هستید ، نتیجه تصمیماتی است که به تا به امروز گرفته‌اید‪. انسان در هر زمان از ازنظر عاطفی و احساسی در حال تغییر و تحول است‪.

سال‌ها پیش آیا تصور می‌ کردید که روزی جایی که هم اکنون هستید ، باشید؟  

شاید جایگاهی که امروز هستید با چیزی که سال‌ها قبل فکر می‌ کردید خیلی فاصله داشته باشد . هنوز هم دیر نشده  ، ازگذشته خود درس بگیرد و ببیند چرا تا به ‌حال به جایگاهی که می ‌خواستید دست پیدا نکردید؟  اگر تصمیم جدی گرفته ‌اید که در آینده به فردی متفاوت ‌تر از کسی الان هستید ، تبدیل شوید پس اقدام کنید .

موانع احتمالی که ممکن است مانع تحقق خواسته‌های شما بشوند را پیدا کنید و آنها را رفع کنید‪. با توجه به تجربه‌هایی که از گذشته به دست آورده ‌اید و با یک دید مثبت به آینده شروع به حرکت کنید . یادتان باشد که همیشه می ‌توانید خودتان را تغییر دهید ، مهم نیست که چقدر از خود آرمانی‌تان که در ذهن دارید دور هستید ، مهم این است که انتخاب کنید و حرکت کنید .

سؤال سوم

آیا کارهایی که انجام می دهم ، هماهنگ با ارزش‌هایم هستند یا نه؟

ارزش‌ها ، یکی از مهم ‌ترین دارایی های هر انسانی هستند.  به واسطه همین ارزش هاست که ما ‌ می ‌توانیم مسیر زندگی خود را پیدا کنیم و در مسیر درست حرکت کنیم . هنگامی ‌که زندگی ‌تان هماهنگ با ارزش‌ها یتان باشد ، رضایت از آن بالاتر می ‌رود و لذت بیشتر از آن نصیب شما  می‌ شود‪.

چه چیزهایی ارزش‌های زندگی هستند ؟ 

هر آنچه که به زندگی معنا و مفهوم بدهد جزء ارزش‌ها محسوب می شود مثل سلامتی ، محبت ، کمک کردن ، دوست داشتن ، صداقت و ...

پرسیدن روزانه این سؤال که آیا کارهایی که انجام می ‌دهم هماهنگ باارزش‌هایم هستند یا نه؟ کمک می‌ کند تا کارهایی که بر طبق ارزش‌هایتان نیستند را بهتر بشناسید و انجام آن‌ها را متوقف کنید و با دید بهتری روزهای خود را سپری کنید‪.

سؤال چهارم

در زندگی به دنبال چه هستم؟

از زندگی خود رضایت دارید یا نه؟ اگر از زندگی خود احساس رضایت ندارید ، باید بگویم که شما در این جهان تنها نیستید و افراد زیادی هستند که نسبت به زندگی خودشان احساس رضایت ندارند .

در اغلب اوقات وقتی از این افراد پرسیده می ‌شود چه عاملی باعث می‌ شود که رضایت شما از زندگی بیشتر شود و یا اینکه چه اتفاقی باید رخ بدهد تا در زندگی احساس رضایت کنید؟ درصد بالایی از این افراد نمی ‌توانند به این سؤال جواب مشخصی بدهند ، چون واقعا نمی ‌دانند که از زندگی خود چه می‌ خواهند و به این مسئله اصلا فکر نکرده ‌اند  که چه عواملی باعث رضایت بیشتر آن‌ها از زندگی می ‌شود؛ اما در مقابل درصد خیلی کمی از افراد هستند که می‌ توانند به راحتی به دو سؤال بالا جواب بدهند و آنها همان افرادی هستند که به این موضوع فکر کرده‌ اند و می ‌دانند که از زندگی خود چه می‌ خواهند و این افراد برای زندگی خود برنامه و هدف مشخصی دارند و میدانند که واقعا از زندگی چه چیزی می ‌خواهند و به دنبال چه چیزی هستند .

افراد ناراضی ، اغلب اوقات بیشتر وقتشان را صرف فکر کردن به ناخواستنه ها می ‌کنند و امیدوار هستند که روزی شرایط زندگی برای آن‌ها تغییر کند؛ اما متأسفانه این اتفاق کمتر رخ می‌ دهد و تا زمانی که ندانید در زندگی به دنبال چه هستید و تمرکز خودتان را از نخواستن‌ها به خواستن‌ها تغییر ندهید اتفاق خاصی هم رخ نخواهد داد‪.

بنابراین قبل از هر تصمیمی ، در ابتدا باید بدانید که چه می‌خواهید .

تصور کنید فردی تصمیم می‌ گیرد که یک ماشین نو بخرد ، بنابراین به یک نمایشگاه ماشین مراجعه می ‌کند و به فرد فروشنده می‌ گوید من یک ماشین می‌ خواهم و هرچه فروشنده از او بپرسد خب چه ماشینی مد نظرتان هست ، جواب بدهد من نمی ‌دانم ،  فقط یک ماشین به من بدهید تا بروم . آیا به نظرشما فرد فروشنده می ‌تواند بدون اینکه بداند مشتری چقدر پول دارد و یا اینکه چه مدلی مد نظرش هست به او ماشین بفروشد ؟ مسلما نه .

بنابراین وقتی تصمیم می‌ گیرید که یک زندگی غنی و معنادار داشته باشید اول باید بدانید که از زندگی چه چیزی می ‌خواهید و دوست دارید در زندگی خود به کجا برسید‪. بعد نسبت به خواسته خود قدم‌هایی مشخص و مؤثر بردارید .

سؤال پنجم

میراث من در این دنیا چیست؟

همه ما در این دنیا به دلیلی آفریده‌ شده‌ایم و همه ما رسالتی داریم که باید آن را به سرانجام برسانیم‪.

در چنین شرایطی باید ببینید که بعد از گذر عمر چه چیزهایی از شما باقی خواهد ماند‪. شاید شخصی بگوید فرزندان نیک و دیگری بگوید خدمتی که به دیگران کرده‌ام ؛ بنابراین در این مورد خوب فکر کنید و ببینید که اثر شما در این دنیا چیست؟

شاید جواب دادن به این سؤال ساده نباشد و برای فکر کردن به زمان نیاز داشته باشید؛ بنابراین این زمان را به خودتان بدهید و سعی کنید که به جواب برسید و هنگامی متوجه این موضوع شدید از همان لحظه ، خود را متعهد کنید که اثری از خود در این دنیا به‌جا بگذارید‪.

سؤال ششم

توجهم در زندگی باید به کدام سمت باشد؟

توجه شما در زندگی به کدام سمت است ، حال ، گذشته و یا آینده؟ اغلب افراد ساعت‌ها در طول روز دائما به گذشته خود فکر می ‌کنند و تأسف کارهای کرده و نکرده  خود را می ‌خورند . می‌ نشینند و زانوی غم بغل می‌ کنند و دائما بر روی گذشته خود تمرکز دارند ، فرصت‌هایی را که پیش روی آن‌ها قرار می ‌گیرد را نمی ‌بیند و به همین خاطر به ‌ندرت در زندگی خود به‌جایی می ‌رسند‪.

دسته دیگر از افراد هستند که فقط به آینده فکر می‌ کنند و یادشان می ‌رود که شرط داشتن یک آینده رؤیایی ، اقدام در شرایط حال است‪. این افراد هم اگر اقدامی انجام ندهند سال‌ها بعد به دسته افرادی می ‌پیوندند که حسرت گذشته و فرصت‌هایی را که ازدست ‌داده‌اند می ‌خورند .  چراکه به‌ جای اینکه اقدامی انجام بدهند ، در رؤیای آینده بهتر به سر برده ‌اند و تصور می ‌کردند فرصت‌هایی را که ازدست‌ داده‌اند در آینده قابل جبران هستند ، در صورتی آن فرصت‌ها رفته‌اند و جای آن‌ها ، فرصت‌های دیگری در زمان حال وجود دارد که می‌ توان از آن‌ها استفاده کرد . اما آن‌ها از آن استفاده نمی ‌کنند .

داستان‪: روزی مردی تصمیم می ‌گیرد با دختر یک کشاورز ثروتمند ازدواج کند‪. مرد کشاورز فقط یک شرط برای او قرار می‌ دهد و می‌ گوید اگر بتواند کاری را که از او می ‌خواهد درست انجام دهد دخترش را به همسری او درمی ‌آورد. کشاورز به آن مرد می ‌گوید من به سمت گاوداری می ‌روم و سه گاو به‌ طرف تو می‌ فرستم و اگر توانستی دم یکی از آن‌ها را بگیری تو می ‌توانی داماد من بشوی  .

کشاورز اولین گاو را رم می‌ دهد و فرد خواستگار می ‌بیند که یک گاو بسیار بزرگ و قوی ‌هیکل به سمت او می‌ آید و می ‌ترسد و فرار می ‌کند. بعدازاین اتفاق ، او از اینکه ترسیده و یکی از فرصت‌های خودش را ازدست‌ داده خیلی ناراحت می ‌شود ، به‌طور ی ‌که فراموش می‌ کند که هنوز فرصت جبران دارد؛ اما او آن‌ قدر در افکار خودش غرق می‌ شود و شروع به مؤاخذه خودش می‌ کند که متوجه حضور گاو دوم نمی‌ شود‪. زمانی متوجه آن می ‌شود که دیگر خیلی دیر شده است و آن گاو از او خیلی فاصله گرفته است .

بعد تصمیم می ‌گیرد که دیگر حسرت گذشته و فرصت‌هایی را که ازدست ‌داده نخورد و به خودش قول می ‌دهد که هر طور شده دم گاو سوم را بگیرد‪ .گاو سوم به سمت او می ‌آید و او خودش را روی گاو می ‌اندازد که دم آن را بگیرد می‌ بیند که گاو دم ندارد و آن فرد نمی ‌تواند تنها خواسته کشاورز را انجام دهد و بعد سرافکنده آنجا را ترک می ‌کند.

بله دوستان ، فرصت‌ها در زندگی هم همین ‌گونه هستند ، می ‌آیند و می ‌روند و زمانی متوجه می ‌شویم که دیگر خیلی دیر شده و دیگر قابل جبران نیستند و باید حواسمان در زمان حال خیلی زیاد جمع باشد‪. در این خصوص افرادی هستند که هم به گذشته توجه می‌ کنند و هم با آینده ، اما در آن‌ها غرق نمی ‌شوند و تمام تمرکز خودشان را به حال معطوف می ‌کنند‪. این افراد از گذشته درس می ‌گیرند ، بادید روشن و امید به آینده در زمان حال اقدام و عمل می ‌کنند  . 

سؤال هفتم

از استعداد و توانایی‌های خودم چگونه استفاده می‌کنم؟

همه انسان‌ها دارای استعدادها و توانایی‌های خاص خودشان هستند؛ و هیچ‌کس دیگری نمی ‌تواند آن کاری را که شما در آن استعداد و توانایی دارید را همانند خود شما انجام دهد. مثلا  دوتا آشپز حرفه‌ای و بااستعداد را تصور کنید که به ‌شدت به حرفه خود علاقه دارند و در آشپزی درجه‌ یک هستند‪. این دو در شرایط یکسان و با مواد اولیه یک ‌جور شروع به پخت غذا می ‌کنند . در انتها امکان ندارد طعم غذای این دو آشپز به یک ‌شکل باشد .هرکدام از این آشپزها یک غذای خوشمزه منحصربه‌ فرد خودشان را درست کرده ‌اند و هیچ ‌کدام از آن‌ها به دیگری برتری ندارد و در اصل هرکدام از آن‌ها بهترین خودشان را عرضه کرده‌ اند‪.

گاهی اوقات ممکن هست حتی خودتان هم از استعدادها و توانایی‌هایی که دارید خبر نداشته باشید و یا اینکه احساس کنید استعداد و توانایی که دارید چیز خاصی نیست و همه آن را دارند مثل رانندگی ، بیشتر افراد آن را بلد هستند اما دراین ‌بین افرادی هستند که انگار رانندگی در خون آن‌هاست و در این کار بسیار حرفه ‌ای و فوق ‌العاده هستند‪. بازهم تکرار می ‌کنم شاید تعداد زیادی افراد باشند که در رانندگی فوق‌ العاده باشند اما هیچ‌ کدام مثل هم نیستند . سعی کنید استعداد وتوانایی ‌های خودتان را کشف کنید و آن‌ها را پرورش دهید و در مسیر آن‌ها حرکت کنید‪.

سؤال هشتم

به چه چیزهایی در زندگی وابسته هستم که مانع حرکت من می ‌شوند؟

اغلب انسان‌ها در زندگی وابستگی‌هایی دارند ، به‌طوری ‌که گاهی اوقات فکر جدایی از آن‌ها برایشان کابوس است. افراد مختلف وابستگی‌ های مختلفی هم دارند . از وابستگی به خانواده گرفته تا وسایل کوچک مثل لباس ، گوشی تلفن همراه و ... رهایی از وابستگی‌ها کار ساده‌ای نیست و گاهی تا مدت‌ها زمان نیاز هست تا فردی بتواند از آن‌ها جدا شود؛ اما نکته مهم اینکه پشت همه این وابستگی‌ها یک ترس خوابیده و به خاطر همین ترس است که افراد دچار وابستگی می‌ شوند.

ترس از دست دادن

ترس از تنهایی

ترس از قضاوت شدن و... 

وابستگی‌ها یکی از موانعی هستند که مانع از رشد و شکوفایی شما می ‌شوند و اگر موارد این ‌چنینی را رفع نکنید ، رسیدن به مقصد سخت می ‌شود  .

مثال : فردی را تصور کنید که می‌ خواهد از کوهی بالا برود اما به ‌پای او وزنه‌های سنگینی بسته ‌شده است‪. در شرایطی که به پاهای او وزنه‌های سنگینی بسته ‌شده است دیگر مهم نیست که این فرد چقدر تلاش می‌ کند و یا اینکه چقدر مهارت کوهنوردی دارد . 

وزنه‌هایی که به ‌پای او بسته ‌شده ، اجازه حرکت را به او نمی ‌دهند و اگر هم حرکتی کند نمی‌ تواند مسافت زیادی را طی کند و بعد از یک مدت کوتاه از ادامه میسر خسته می ‌شود و آن را رها می‌ کند.

آیا کمدی از لباس‌هایی دارید که دیگر هرگز از آن‌ها استفاده نمی ‌کنید؟

آیا مقدار زیادی از وسایل دارید که سال‌ها در انباری هستند و دیگر از آن‌ها استفاده نمی‌ کنید؟

خلاص شدن از این چیزهای اضافی به شما کمک می‌ کند تا بتوانید از وابستگی‌ها و ترس‌ها رهایی یابید و فکر آزادتری داشته باشید. رها کردن این وسایل شاید سخت باشد اما بعد از بخشش این وسایل به کسانی به آن‌ها نیاز دارند احساس خوبی پیدا خواهید کرد و مهم‌تر از آن حس رها بودن را تجربه خواهید نمود‪.

سؤال نهم‌

برای موفقت ، ارتباطات من باید چگونه باشد؟

یک قسمت از موفقیت هر انسانی در زندگی بستگی به ارتباطات او با دیگران دارد‪ .اینکه در طول روز با چه افرادی در ارتباط هستید و روز خود را چگونه با آن‌ها سپری می‌ کنید خیلی مهم است.  اگر افرادی که در کنار شما هستند جزء آن دسته افراد موفقی باشند که در زندگی به دستاوردهای خوبی رسیده‌اند ، متقابلا رفتار و نگرش آن‌ها بر روی شما تأثیر می‌ گذارد و باعث می‌ شود شما هم به دستاوردهای بزرگی دست پیدا کنید . اما از طرفی اگر افرادی که در طول روز با آن‌ها در ارتباط هستید ، جزء آن دسته افراد منفی و ناامید باشند ، نحوه نگاه نگرش آن‌ها بر روی شما تأثیر می ‌گذارد و همانند آن‌ها فکر و رفتار می‌ کنید  . بنابراین به این نکته دقت کنید که دوستان و کسانی که در اطراف شما هستند از کدام دسته ‌اند.

اگر از دسته دوم هستند بهتر است که ارتباط خود را با آن‌ها کمتر کنید و اگر هم این امر امکان‌پذیر نیست ، حداقل بر روی خودتان آن ‌قدر کارکنید تا رفتار و بعضا نگرش‌های منفی آن‌ها روی شما تأثیر نگذارد‪.   

 

سؤال دهم‌

از کی می‌ خواهم شروع کنم ؟

تا زمانی که اقدام و برنامه ‌ای نباشد ، دیگر مهم نیست که آرزو و اهداف شما چه هستند .

فرض کنید یک هدف دقیق و فوق‌ العاده برای خود در نظر گرفته ‌اید ، اما برای تحقق آن اقدامی نمی‌ کنید . درچنین شرایطی آن هدف به هیچ دردی نخواهد خورد . دقیقا بدانید که کی و چطوری قرار است شروع کنید . برای تحقق هر خواسته‌ ای باید به یک برنامه دقیق اقدام و عمل نیاز دارید‪ .تا زمانی که برنامه‌ای مشخص برای شروع وجود نداشته باشد ، تعهدی هم نخواهد بود‪ .پس مهم است که مشخص کنید ، کی می‌خواهید شروع کنید‪.

اغلب اوقات افراد به دلیل ترس ، کمال ‌گرایی ، تنبلی هیچ‌ وقت دست به اقدام نمی ‌زنند و این افراد جز افرادی هستند که فقط آرزو و رؤیای یک‌ چیز را دارند و هیچ ‌وقت هم به آن‌ها دست پیدا نمی ‌کنند. اگر ازاین ‌دست افراد هستید سعی کنید این موانع را رفع کنید و هرچه زودتر کار خودتان را شروع کنید.

آنتونی رابینز یکی از اساتید بزرگ در زمینه موفقیت می گوید: سوالات خود را عوض کنید تا زندگی و سرنوشت شما عوض شود. آنتونی رابینز در زمینه سوالات کتابی فوق العاده کاربدی به نام « پرسشهای کوآنتومی » هم نوشته است که می توانید این کتاب را بصورت صوتی از اینجا تهیه کنید .

از شما متشکریم که وقت گذاشتید و تا اینجا با رویاهاتوبساز همراه بودید.   

10 سوالی که افراد موفق از خودشان می پرسند

به اشتراک بگذارید

امتیاز شما به این مطلب

تعداد امتیازها: 2

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

مطالب مرتبط