شبکه های اجتماعی

جذب همسر دلخواه

  • 4 مرداد 1398
  • 1345
  • 0

به نام خداوندی که در همین نزدیکی هاست

 

سلام دوست عزیز

خیلی خوشحال هستم که به این مبحث علاقه ‌مند هستید و از شما متشکرم که وقت گذاشتید و سایت رویاهاتوبساز رو انتخاب و دنبال می کنید. در این مقاله سعی داریم که مطالبی رو ارائه بدیم که فقط بر روی جذب همسر و رابطه ی مورد نظر شما تمرکز داشته باشه . شما میتونید مثالها و عباراتی که در ادامه ی متن میاد رو به سلیقه ی شخصی خودتون تغییر بدید ، چون این مطالب فقط جهت نمونه آورده شده تا بتونه به شما ایده و الگویی برای رسیدن به خواسته تون بده و شما رو با نحوه ی نوشتن و درخواست کردن و سپاسگزاری بابت خواسته آشنا کنه . 

در این مقاله ، سعی بر اینه که با توضیح ساده و روان قانون جذب و فرکانس و ارتعاش و نحوه ی درخواست و دریافت ، شما عزیزان راحت تر به خواسته هاتون برسید .

اولین قدم برای رسیدن به هر چیزی اینه که ما با نحوه ی کارکردن اون آشنا بشیم .

شما اگه قصد رانندگی داشته باشید یا قصد نوشتن یا قصد رقصیدن ، اول باید بلد باشیدکه چطوری باید ماشین رو به حرکت در بیارید یا چطوری حروف رو کنار هم قرار بدین یا چطوری حرکات دست و پا رو با هم هماهنگ کنید .

پس برای اینکه یاد بگیرید چطور به خواسته تون برسید اول باید نحوه ی کارکرد جهان هستی رو بدونید.

جهانی که ما در اون زندگی میکنیم از انرژی ساخته شده و هرچیزی در این جهان انرژیه . انسان ، گیاه ، آب ، برق ، هوا ، میز ، درخت ، لپ تاپ و هر چیزی که وجود داره و قابل دیدن هست یا نیست.

چیزهایی که قابل دیدن هست به این خاطر ما اونها رو میبینم که متمرکز شدن و به شکل اجسام یا انسانها در اومدن ، ولی هوا رو ما نمی بینیم ، گرما و سرما رو نمی بینیم اما میدونیم وجود دارند و ندیدن اونها به معنای نبودن اونها نیست .

پس بنابراین حالا که در قدم اول فهمیدیم همه چیز انرژیه ، قدم بعدی اینه که یاد بگیریم چطوری این انرژی رو به چیزهایی که میخواهیم تبدیل کنیم .  در واقع ریزترین و قابل تامل ترین  نکته همینجاست که ما باید یاد بگیریم چطوری این دنیای انرژی که در اختیار ما قرار داره ، به شکلی ساخته بشه که ما میخوایم ولی در اغلب موارد ما انرژی به شکل ناخواسته ها درمیاریم.

یکی از بزرگترین و مهمترین موضوعاتی که باید حتما و حتما و حتما و همیشه به خاطر داشته باشید و بهتون توصیه میکنم اونو در هرجایی که ممکنه بنویسید و هر روز و هر لحظه با خودتون تکرار کنید و به خاطر داشته باشید تا بشه ملکه ی ذهنتون و همیشه به خاطرتون بمونه اینه که :

« ما خالق زندگی خودمون هستیم » 

با پذیرش جمله ی بالا ، ما میپذیریم که همیشه ما هستیم که زندگیمون رو بوجود میاریم . حالا یا اینو میدونیم یا نمی دونیم ولی در هر حال ما زندگیمون رو میسازیم .

پس الان قراره یاد بگیریم که آگاهانه زندگیمون رو بسازیم . هدف این مقاله ، دادن راهنمایی های لازم برای ساخت زندگی بصورت آگاهانه است چون در هرحال ما در هر زمان داریم زندگیمون رو می سازیم و در این مقاله ما داریم روی جذب همسر و روابط مورد نظر صحبت میکنیم ولی شما میتونید با کمک این اطلاعاتی که بدست میارید در هر زمینه ی دیگه ای هم از این اطلاعات استفاده کنید.

بهتره اینو بخاطر داشته باشیم که ما انسانها موجودات ارتعاشی هستیم  و از طریق ارسال ارتعاش  و فرکانس و تقویت و تمرکز اون ، هم انرژی خواسته مون یا ناخواسته مون رو جذب می کنیم . در جهان همه چیز وجود داره و قرار نیست چیزی تولید بشه ، فقط ما باید هم انرژی چیزی که میخوایم رو جذب کنیم . این جملات یعنی چی ؟

فرضا شما میاید و به ماشین مورد نظرتون فکر میکنید و یکدفعه هرجا میرید اون مدل ماشین یا رنگ رو می بینید ، ممکنه همکار یا همسایه تون همونو بخره . چه اتفاقی افتاد ؟ چرا تا قبل از اینکه شما بهش توجه کنید اونو نمی دیدین یا زیاد نمی دیدین ؟ آیا اون ماشین یکدفعه بوجود اومد ؟ مسلما نه . اون بوده ولی شما چون انرژی اونو جذب نمیکردین ، نمیدیدنش . حالا این مطلب در مورد هرچیز دیگه ای هم صدق می کنه  .

دیدن افرادی با ویژگیهای یکسان ، ممکنه شما از ویژگی خاصی خوشتون نیاد . مثلا دوست نداشته باشید افرادی رو ببینید که زیاد صحبت میکنن اما هرجایی که میرید این افراد رو زیاد میبینید . همکارتون ، دوستتون ، هم کلاسی تون ، تو خیابون ، مهمونی و هرجایی دیگه . پس حالا که این موضوع رو متوجه شدیم شاید فهمیده باشیم که چطوری داریم خلق میکنیم . اگه تا الان ناخواسته هاتون رو جذب کردین به این دلیل بوده که این شما بودین که هم انرژی اون رو به زندگیتون دعوت کردین ؟ چطوری ؟ با فرستادن فرکانس و ارتعاش اون . خب چطوری من ارتعاش و فرکانسشو فرستادم ؟ اصلا چطوری این اتفاق می افته ؟

جواب : از طریق ورودی هاتون .

سوال : ورودی چیه ؟

جواب : ورودی یعنی هر چیزی که می بینیم ، میشنویم ، میخونیم ، می نویسیم ، و میگیم .

سوال : خب حالا باید چیکار کنیم ؟

جواب : با کنترل ورودی

سوال : آخه چطوری ؟ ورودی ها از کجا میان ؟

جواب : اولین منابع ورودی های ما ، افرادی هستن که باهاشون زندگی میکنیم که میتونن پدر و مادر و همسر و دوستان و معلمان و همسایه و همکار و ... باشند .

کتابهایی که میخونیم ،فیلم و سریالهایی که می بینیم ، اخبارهایی که می بینیم یا می شنویم ، صحبتهایی که میکنیم ، مطالبی که مینویسیم یا توی کانالها و پیج ها می بینیم .

سوال : خب باید الان چیکار کنیم ؟

جواب : کنترل ورودی ها ؟

سوال : چطوری آخه ورودی ها میتونن فرکانس ما رو شکل بدن ؟

جواب : از طریق باور

سوال : باور چیه ؟

جواب : تکرار مداوم یک فکر

قانون جذب میگه شما به هرچیزی فکر کنید اون رو جذب میکنید .

اول از همه باید توضیح بدیم که منظور از فکر کردن در این جمله چیه ؟

فکر کردن به معنی این نیست که من بشینم فقط مثلا به پول ، همسر ، خونه یا ماشین فکر کنم . نه اشتباه نکنید. معنی فکر کردن یعنی توجه کردن . پس بهتره بگیم به هرچیزی توجه کنی اون رو به زندگیت دعوتش میکنی .

خب سوال ؟ من چطوری باید توجه کنم ؟ توجه کردن یعنی چی ؟

جواب : ما با کنترل ورودی ها و توجهمون ، میتونیم خواسته هامون رو جذب کنیم .

سوال : اینکار چطوری باعث جذب خواسته میشه ؟

گفتیم همه چیز از انرژی ساخته شده و انرژی برای اینکه به حرکت در بیاد باید متمرکز بشه . مثلا ما اگه بخوایم آتیش درست کنیم باید اون انرژی رو متمرکز کنیم ؟ چطوری ؟ از طریق متمرکز کردن نیروی گاز ، چوب ، کاغذ و هرچیزی که ما باهاش آتش رو درست میکنیم .

خب در انسان این اتفاق چطوری می افته ؟

در انسان چیزی وجود داره به نام ذهن که نباید اون رو با مغز اشتباه گرفت . مغز قسمتی از جسم انسانه که در اون سلولهای عصبی وجود داره که با تشکیل و تراکم ارتباطات سلولی ، ما میتونیم کارها و مهارتهایی رو یاد بگیریم و اجرایی کنیم . مثلا شما برای یادگیری سواد ، زبان ، رانندگی ، موسیقی ، شنا و هر چیز دیگه ای باید مدتی رو به تمرین بپردازید و اگه تمرینات رو مرتب و منظم انجام بدین یا حتی اگه خیلی هم منظم انجام ندین اما بعد از مدتی متوجه میشید که انجام اون کار یا مهارت برای شما خیلی راحت تر از روز اول هستش و این بدلیل این هستش که ارتباط سلولی در مغز شما شکل میگیره و کمک میکنه که بدن شما دستورات شما مبنی بر انجام اون مهارت یا حرفه رو سریعتر بگیره و اجراییش کنه . مثلا فرض کنید شما اگه بخواهید استخری رو از آب پر کنید ، مسلما هرچه قدرت ارسال آب بیشتر و از طرفی شلنگ یا خط لوله ی انتقال آب شما بزرگ تر باشه آب سریعتر منتقل میشه تا مثلا بخواهید اون استخر رو با تشت یا لیوان یا شلنگ آب بسیار نازک پر کنید .

وقتی شما موضوعی رو بارها و بارها و بارها تکرار کنید باعث ایجاد باور در شما میشه ، از طریق تشکیل شبکه های ارتباط سلولی در مغز و وقتی ما ورودی ای رو به صورت مداوم تکرار میکنیم ، مثلا دیدن هر روزه ی اخبار یا خوندن درباره اش یا دیدن فیلمهایی که در مورد خیانت های عاطفی هستش ، به مرور اون شبکه ی ارتباطی در مغز ما شکل میگیره و ما هرجا میریم و میشینیم در مورد خیانت ها و شکست های زندگی ها و روابط می شنویم و وقتی این اتفاق می افته موضوع دیگری اتفاق می افته که اون ایجاد احساس در ماست . قدم آخر در ارسال فرکانس و ارتعاش ، احساسه و اون هستش که در نهایت باعث ایجاد تمرکز و شکل گیری انرژی میشه.

سوال : خب حالا کسی که تا امروز ورودی های خوبی نداشته چیکار باید بکنه ؟ چطوری باید باورهاش رو تغییر بده ؟

جواب : ما گفتیم که تکرار و تکرار و تکرار ورودی ها باعث شکل گیری ارتباطات سلولهای مغز میشه حالا باید با تکرار و تکرار و تکرار ورودی های جدید ، ارتباطات جدید دیگه ای رو درست کنیم تا بتونن احساس ما رو تغییر بدن که در نتیجه سبب ارسال ارتعاش و فرکانسی میشن که اونها هم ، هم انرژی چیزی که ما میخوایم رو جذب می کنند و در این لحظه است که ثابت میشه : انسان خالق زندگی خودشه و این باورهای افراده که باعث جذب میشه و اینکه چطوری این باور این کار رو میکنه از طریق ارسال احساس و ارتعاش و فرکانس هستش .

خب تا اینجا کاملا سعی شده که روند شکل گیری خواسته و طریقه ی جذب اون بصورت بسیار ساده و اصولی توضیح داده بشه و در ادامه نمونه مثالهایی در مورد جذب همسر و روشها و عبارات تاکیدی مربوط به اون گفته شده که شما میتونید از اونها الگو بگیرید و مطابق سلیقه ی خودتون تغییرش بدید ولی هرجایی که ذهنتون مقاومت کرد و این روشها رو رد کرد ، حتما دوباره برگردید مطالب بالا رو بخونید تا ذهن منطقی شما متوجه بشه که چطوری روند خلق خواسته ها انجام میشه و اونوقت با تکرار ورودی های جدید و کنترل ورودی ها میتونید به هر خواسته ای برسید ، هرچند این مقاله سعی کرده بصورت خاص فقط روی جذب همسر کار کنه.

روشهای جذب خواسته :

یکی از روشهای جذب خواسته ها نوشتن هست که در جملات پایین مطالبی در این مورد توضیح داده شده :

جملات و مثالی که در ادامه میخونید از کتاب چهار اثر نوشته فلورانس اسکاول شین نقل قول شده است.

- بیشتر مردم زندگی را پیکار می انگارند . اما زندگی پیکار نیست ، بازی است.

- هرچند بدون آگاهی از قانون معنویت نمی توان در این بازی برنده شد و پیروز بود .

- زندگی بازی بزرگ داد و ستد است ، زیرا آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد . یعنی هر آنچه از آدمی در سخن یا عمل آشکار شود یا بروز کند ، به خود او باز خواهد گشت ؛ هرچه بدهد باز خواهد گرفت.  اگر نفرت بورزد ، نفرت به او باز خواهد آمد . و اگر عشق ببخشد ، عشق خواهد ستاند . اگر انتقاد کند ، از او انتقاد خواهد شد . اگر دروغ بگوید به او دروغ خواهند گفت  و اگر تقلب کند به او حقه خواهند زد . همچنین به ما آموخته اند که قوه تخیل در بازی زندگی نقشی عمده دارد .

هر آنچه آدمی در خیال خود تصویر کند دیر یا زود در زندگیش نمایان می شود.  توجه خوانندگان عزیز این مطالب رو به یک نکته در مثالی که در پایین با هم میخوانیم جلب میکنم و اون موضوع ، موضوع رهایی است .

شاید بپرسید که رهایی یعنی چی ؟ آیا باید در مورد خواسته مون بیخیال بشیم یا بهش فکر کنیم ؟ در مثال زیر که از فلورانس اسکاول شین نقل شده این مطلب به روشنی توضیح داده شده و اون اینکه منظور از رهایی اینه که شما اگه خواسته تون داشتن همسر یا رابطه ی عاطفی مورد نظرتون هست اولین قدم اینه که ویژگیهای اون فرد یا رابطه رو بنویسید ، مثلا فردی قد بلند ، با لبخندی که همیشه بر لب داره ، خوش صحبت باشه ، محترمانه صحبت و رفتار کنه ، صحبتهاش زیبا و واقعی باشه ، در مورد جایگاه مالی و اجتماعی و خانوادگیش بنویسید ، در مورد خانواده و همکاران و دوستانش بنویسید که دوست دارید چطوری باشه ، لباس پوشیدنش و هرچیزی که مد نظر شماست ، بدون اینکه به شخص خاصی ، تاکید میکنم ، بدون اینکه به شخص خاصی فکر کنید یا دوست داشته باشید که فرد خاصی ویژگیهای مورد نظرتون رو به شما بده ، لیستی که نوشتید رو بخونید و سعی کنید تجسمش کنید و اونوقت رهاش کنید ، بهش نچسبید ، نگید پس چی شد ، چرا نیومد ، چرا چرا چرا؟؟؟

و اونوقت شما اگه این کار رو بتونید انجام بدید به خوبی تونستید به قانون رهایی عمل کنید . حالا مثال زیر رو بخونید و سعی کنید در زندگیتون عملیش کنید:

- زنی نزدم آمد تا برایش شفاعت کنم که با مردی معین که به او دلباخته بود و  او را الف.ب می نامید ازدواج کند.

به زن گفتم که این نوع درخواست ، برخلاف قانون معنویت است . اما شفاعت می کنم با کسی که خدا برایت می خواهد و اراده می کند ازدواج کنی .

آنگاه افزودم : اگر الف . ب بنا به حق الهی از آن تو باشد ، نمی توانی او را از دست بدهی ، اگر نه همطرازش را بدست خواهی آورد .

اغلب الف.ب را میدید ، اما در رابطه آنها بهبودی حاصل نشده بود . تا اینکه یک روز عصر به من تلفن کرد  گفت : می دانی که در سراسر هفته ی گذشته ، الف.ب به نظرم موجود جالب توجهی نیامده ؟

گفتم شاید او خواست خدا نیست و شوهر آینده ت مرد دیگری باشد . چندی نگذشت که مردی به یک دیدار ، به او دل باخت و او را زن دلخواه خود خواند و آنچه را که همیشه آرزو کرده بود از الف.ب بشنود به او گفت.

زن گفت : همه ی حرفهایش صمیمانه و بی ریا بود . بی درنگ عشق او را پذیرفت و توجهش را به الف.ب از دست داد.  این نماینگر قانون جایگزینی است . اندیشه ای درست ، جانشین اندیشه ای نادرست شد . از این رو قربانی یا خسرانی در کار نبود.

جملات پایین از کتاب « بنویس تا اتفاق بیفتید » اثر هنریت کلاوسر است ، بهتون پیشنهاد میکنم این کتاب رو تهیه و مطالعه کنید.

مردم مصر باور داشتند هرچه را بنویسی اتفاق می افتد. اگر بدانید چه میخواهید به آن میرسید.

اگر خواسته ی خود را مشخص کنید و بر نتیجه متمرکز شوید و به طور دقیق بدانید در زندگی چه میخواهید ، رویاهای شما به حقیقت می پیوندد .

یک عنصر مهم دیگر در این میان نقش دارد ، یک ویژگی که همه ی کتابهای ماندگار در آن مشترکند : پیش از هرکار ، هدف خود را بنویسید.

وقتی هدفی را می نویسید ، شاهد اتفاقاتی خواهید بود که شما را به آن هدف می رساند.

ساختن قبل از وقوع ، گامی است که از ایمان سرچشمه میگیرد ، درست مثل وقتی که با نوشتن آن ، به دست یافتنی بودنش ایمان می آورید.  نوشتن رویاها و الهامات همانند ارسال پیامی است که می گوید : آماده ی بده بستان باش ، بنویس تا به راه حل برسی .

سپاسگزاری از خدا

سپاسگزاری از خدا آن هم پیشاپیش برای آنچه هنوز انجام نشده ، عالی ترین شکل دعاست . در چنین دعایی ، چنان اطمینانی نهفته است گویی فرزند او هستید و وقتی خواسته تان را می گویید ، او دست رد به سینه ی شما نمی زند.

ماریانا در سراسر دنیا ، در مکانهای دوردستی مثل بحرین و کویت سخنرانی کرده بود و در حضور کسانی چون کالین پاول ، جان سونونو ، مارسیا کلارک ، و کریستوفر ریو حاضر شده بود.  اما چیزی در زندگی اش کم بود . فقط می خواست با مردی شگفت انگیز ملاقات و ازدواج کند.

او مدام به درخواست های آشنایی پاسخ می داد ، اما از یافتن مرد عالی موردنظرش نومید شده بود ، چون آن افراد با خواسته ی او هماهنگ نبودند . بنابراین سرگرم خواندن آگهی صبحگاهی روزنامه های محلی شد که چنان رک و ساده و بدون حاشیه بود که از خنده پهلوهایش را با دو دستش گرفته بود :

« نفس بکش ، تا ضربان قلبت بالا برود و بتوانی بدون کمک هم غذا بخوری . اگر خنده ات گرفت به من زنگ بزن ... » . او از این مرد خوشش آمد و تصمیم گرفت به او زنگ بزند.

« به طور قطع این نشانه ی آن بود که مرد رویاهایم در را ه است »

مردی که آن آگهی بامزه را سفارش داده بود ، فردریک نام داشت . آن ها تلفنی صحبت کردند اما هرگز یکدیگر را ملاقات نکردند . یک پایان بی فرجام دیگر.

هشت ماه بعد ماریانا در هواپیما بود . از یک سخنرانی بین المللی برمیگشت و احساس تنهایی می کرد . برگه ای از کیفش بیرون آورد و نامه ای به خدا نوشت و مرد دلخواهش را توصیف کرد:

آن را به زمان حال نوشتم و به جزئیات پرداختم  و آن را به صورت دعایی حاکی از سپاسگزاری نوشتم :

خدای عزیز

بابت همسری که دارم بسیار سپاسگزارم . او صد در صد به من متعهد است ، به اخلاقیات متعهد است ،  فردی معنوی است ، و ما باهم زیاد می خندیم ، بهترین دوست زندگی من و همسری شگفت انگیز است . رابطه ی عاشقانه ی شگفت انگیزی با هم داریم و عمیقا به هم علاقه مندیم . از لحاظ روحی و فکری و معنوی ارتباطی عالی باهم داریم ، همینطور از لحاظ اجتماعی ، جسمی و فرهنگی . ما زندگی متعادلی را به کمک هم اداره می کنیم . ما در شغل خود موفق و شادیم و عاشق حیوانات هستیم . با تمام وجود یکدیگر را دوست داریم و وقتی از هم دوریم به هم اعتماد داریم . رابطه ی ما سخت نیست ؛ پر از شادی است . ما با تفاوت هایی که با هم داریم به خوبی کنار آمده ایم و به هم مهر می ورزیم . هر دو میخواهیم ازدواج خوبی داشته باشیم . خانواده های ما بهم علاقه دارند . با هم سفر می کنیم و تعطیلات را با هم جشن میگیریم . سپاسگزارم بابت همسر و بهترین دوست مادام العمرم.

بعد از چند روز که از ورودش به خانه گذشت ، تلفن زنگ خورد . فردریک بود.  « وقتی داشت اتاق را جمع و جور میکرد ، شماره ی مرا پشت رایانه ش پیدا کرده بود . ما یکدیگر را دیدیم و در عرض سه ماه نامزد کردیم و نه ماه بعد با هم ازدواج کردیم.  از این ماجرا سه سال میگذرد . امروز ماریانا و فردریک از همان زندگی مشترکی که ماریانا از قبل بابت آن سپاسگزاری کرده بود ، لذت می برند.

حالا نوبت شماست ، نامه ای حاکی از شکر گذاری و قدردانی برای خدا بنویسید.

بعد از نوشتن خواسته تون ، روش دیگه برای ایجاد و تقویت باورها گفتن و تکرار عبارات تاکیدیه که توصیه میکنم به سلیقه ی خودتون هرکدوم رو که بیشتر دوست دارید انتخاب کنید یا حتی برای خودتون عبارات تاکیدی بسازید و روزانه حداقل هزار بار تکرارش کنید . در گفتن عبارات تاکیدی سعی کنید حس خوبی داشته باشید و اگه بتونید چیزی رو که میخواید هم تجسم کنید ، ارتعاشات و فرکانس ارسالی شما قویتر صورت میگیره.

عبارات تاکیدی برای جذب همسر دلخواه 

من لایق ازدواج با همسری با ایمان ، صادق ، مهربان ، ثروتمند و ... هستم (هر ویژگی که دلتون میخواد اضافه کنید) .

من لایق شروعی زیبا پر از آرامش و شادی با همسر دلخواهم هستم .

من لایق داشتن خانواده ای گرم و صمیمی و خوشبخت هستم .

من بهترین رابطه را با همسر محبوب و دلخواهم دارم .

گزینه های عالی و مناسب برای ازدواج کردن من همیشه زیاد است .

برای ازدواجم که در حمایت و لطف الهی هم اکنون به طرزی عالی در حال انجام است سپاسگزارم .

من رابطه ای عالی و شگفت انگیز دارم .

رابطه ام سرشار از عشق و محبت  درک متقابل است .

من شایسته ی بهترین رابطه هستم  .

من بهترینم و بهترین را جذب می کنم .

همه چیز در زندگی ام نیکوست .

خداوندا سپاسگزارم که همسر مورد علاقه ام را به من میرسانی .

تمام کائنات دست به دست هم داده اند تا بهترین شخص را وارد زندگی من کنند  .

من در زندگی ، شخصی را جذب می کنم که از لحاظ روحی بسیار با من شباهت دارد .

من رابطه عاشقانه ای با همسرم دارم ، من زندگی زناشویی عالی دارم .

همسرم من را فوق العاده دوست دارد  .

زندگی ما سرتاسر عشق و محبت است  .

من از تک تک لحظه های زندگی ام لذت میبرم  .

من برای ازدواج آماده ام و در حال جذب همسر دلخواهم هستم (اگر آماده هم نیستید غمی به دل راه ندید چون طبق این جمله : « همینکه تصمیم بگیرید چیزی داشته باشید ، ذهن به صورت ناخودآگاه شروع به خلق واقعیتی می کند که برای دستیابی به آن چیز ضروریست » مقدمات هم فراهم میشه) .

من در مسیر جذب همسر مورد نظرم هستم .

به لطف الهی روند ازدواج موفق من با فردی کامل و ایده آل هم اکنون آغاز شده است .

من زندگی مشترک ، ایده آل ، دلچسب و شادی دارم . با فردی که مهربان ، فهمیده ، مستقل ، مودب ، آرام ، شاد و ... (هر چیزی که مد نظرتونه برای یه جفت روحی ایده آل – به طور کامل)  که عاشق منه و برای خوشبختی و رضایت من همه کار میکنه .

خدایا سپاسگزارم بخاطر زندگی زناشویی فوق العاده و موفقم .

زوج مناسب و دلخواه من وجود داره و من در روند رسیدن به این شخص هستم .

ازدواج من ممکن و آسان است (باور کنید که اگه این جمله در شما بصورت یک باور در بیاد ازدواج رویایی شما به آسانی تمام انجام میگیره . به خدا و کائنات اعتماد کنید ) .

روند ازدواج من همینک آغاز می شود ( ازدواج رو موکول به آینده نکنید ، در ذهنتان قبول کنید که از همین حالا این روند آغاز شده و بزودی نتیجه ش رو عیناً می بینید) .

من با شخصی مطابق تمام معیارهایم ازدواج می کنم  (به کمتر از این راضی نباشید ، چون شما لایق ازدواج با فردی عالی و تمام عیار هستید) .

دلیل نوشتن و تکرار عبارات تاکیدی ، ایجاد حس خوب و ورودی های جدید هستش که کمک میکنه باورهای جدید در شما شکل بگیره و برای اینکه اثرگذاری این موضوع بیشتر باشه حتما سعی کنید در اینترنت ، بین اقوام ، دوستان ، همکاران و... جستجو کنید و افرادی رو ببینید که روابطی رو دارند که بسیار دوستش دارند و زندگی های مورد علاقه شون رو دارند و برخلاف باورهای شما ، مثلا با وجود سن بالا ، نداشتن زیبایی یا ثروت خاصی ، دوستان و همسران بسیار فوق العاده ای دارند . هرچه بیشتر از این مثالها ببینید بیشتر ذهن شما باور میکنه که روابط خوب ، همسر خوب ، ازدواج خوب ، فرزند خوب ، روابط خانوادگی خوب وجود داره و در نهایت حس شما خوب میشه و ارتعاش و فرکانس شما در جهت خواسته تون متمرکز میشه و نتیجه ای که میخواید رو بوجود میارید نه نتیجه ای که نمیخواید ، چون در هر صورت تنها کسی که قدرت خلق زندگی شما رو داره فقط خودتونید .

سعی کنید با کمک تجسم ، نوشتن ، گفتن و دیدن ، به تقویت ورودی ها و تشکیل باورهاتون کمک کنید.

ناپلئون هیل میگه : هرچیزی که ذهن بتونه ببینه بوجود میاد پس اگه نمیتونید چیزی رو که میگید یا مینویسید رو تجسم کنید به این خاطره که هنوز باورش نکردید و باورش نکردید چون این رو قبول ندارید که خودتون خالق زندگی خودتون هستید و همچنان جایی در ذهنتون میگه آخه من با این شرایطی که دارم ، سنی که دارم ، وضعیت مالی و خانوادگی که دارم ، چطور میتونم به خواسته ام برسم؟

بهتره در این موقع ، روی چند موضوع بشدت کار کنید و این ربطی به خواسته ی خاصی نداره . اگه این چند مورد رو درست کنید در هر جنبه ای از زندگیتون میتونید رشد کنید ، ثروت ، سلامتی ، روابط ، معنویت و هرچیز دیگه .

اولین موضوع احساس لیاقته . در هر شرایطی که هستید و هر خواسته ای که دارید در کنار تجسم و گفتن عبارات تاکیدی ، حداقل روزی هزار بار این عبارات رو تکرار کنید :

من لایق بهترین زندگی هستم .

من لایق بهترین روابط هستم . 
من لایق بهترینها هستم .

اولین موضوع برای داشتن حس خوب ، ایجاد باور لیاقت هستش .

جمله ی بعدی :

من خالق زندگی خودم هستم .

ساخت تابلوی آرزوها

سعی کنید عکس و تصاویری از زندگیها و روابط مد نظرتون تهیه کنید و در جعبه ی زیبا بزارید یا روی تابلو یا مقوایی بچسبونید و سعی کنید روزی یکبار تصاویر رو ببینید و تجسم کنید که اونها رو دارید . مثلا دوست دارید خونه ی مشترکتون چطوری باشه ، مبلمان ، پرده ، ظرف و ظروف ، پارکینگ ، لباسها ،

نوشتن در مورد مکانهایی که دوست دارید با همسر یا دوستتون برید ، هوایی که دوست دارید در اون لحظه تجربه کنید ، خوراکیهایی که میخورید ، صحبتهایی که می کنید ، موسیقی هایی که گوش میکنید ، فیلم و تفریحاتی که با هم میخواهید داشته باشید ، هرچه بیشتر در این موارد بنویسید و فکر کنید و تجسم کنید در واقع توجه شما داره بیشتر میشه در نتیجه ورودی های مناسب رو به ذهنتون میفرستید و حستون رو خوب میکنید و بجای اینکه به نبود همسر و دوست مد نظرتون فکر کنید و غصه بخورید ، به بودن و شدنش فکر میکنید و در نتیجه ارتعاش ارسالیتون تغییر میکنه و اتفاقی که منتظرش هستید به زیبایی و راحتی  براتون میفته .

هدف از انجام تمامی این کارها، کنترل ورودی های ذهن و ساخت باورهای قدرتمند و تکرار همیشگی اونهاست و این کاریه که انسان باید همیشه انجام بده ، مثل غذا خوردن و کارهای روزانه ی دیگه ، چرا که اگه وقتی به خواسته مون رسیدیم ، کار روی باورها و کنترل ورودی هامون رو رها کنیم ، دوباره اتفاقات ناخواسته ی زندگیمون برامون تکرار میشه و دلیلش هم اینه که ارتباطات سلولی درون مغز انسانها هیچوقت از بین نمیره ، فقط با ایجاد باورهای جدید ، اونها فعالیتشون کمرنگ میشه و زمانی که ما کار روی باورهامون رو بزاریم کنار دوباره باورهای قدیمی فعال و پررنگ شده ، احساس و ارتعاشات ما رو تحت تاثیر قرار میده و دوباره ناخواسته ها شکل میگیرن ، هرچند هرچقدر شما بیشتر روی باورهاتون کار کنید برگشت به عقب سخت تر انجام میشه و تمایل قلبی شما برای ادامه ی روند خوشبختی و تجربه ی حس خوب ، شما رو به جلو حرکت میده ، اما هروقت به هر دلیل بعد از مدتی متوجه شدید که دوباره دارید به عقب برمیگردید از اونجاییکه با نحوه ی شکل گیری و آفرینش و خلق زندگیتون آشنا شدید میتونید براحتی مسیر رو دوباره به سمت دلخواهتون تغییر بدید.

در آخر امیدوارم این مقاله تونسته باشه جوابی بر سوالهای اساسی شما باشه و نحوه ی ایجاد آفرینش و خلق زندگی و خواسته تون رو توضیح داده باشه و بتونید در جذب همسر و رابطه ی دلخواهتون به نتیجه ی مورد نظرتون برسید.

با آرزوی موفقیت شما 

گروه موفقیت بخشی ( رویاهاتوبساز )

 

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

مطالب مرتبط